نو آوری و کارآفرینی در اینترنت

دوستی توسط ایمیل سوالاتی را مطرح کرد که آیا میتوان با توجه به همه پیشرفتهائی که در وب و وب ۲ انجام شده هنوز به اینترنت به عنوان یک منبع پولساز نگاه کرد یا اینکه شرکتهای بزرگ تمامی راهها را بسته اند؟ این مقاله بطور اختصار سعی دارد به سوال فوق پاسخ بدهد:

همانطوری که میدانید در کارآفرینی ایده و طرح حرف اول را میزند، یک کارآفرین قبل از هرچیز نیاز به یک ایده جذاب دارد و علاوه بر آن باید نسبت به هدفی که دارد امیدوار باشد و همه تلاش خود را برای رسیدن به آن حتی اگر دست نیافتنی به نظر برسد انجام دهد.

تمامی دانشمندان برای رسیدن به اهداف خود تلاشی بسیار زیاد انجام دادند، خیلی وقتها در کار خود شکست خوردند و یا حتی مسخره شدند، اما تلاشهای آنها امروز باعث زندگی آسانتر و بهتری برای همه ما شده است. در دوران دانشجوئی (رشته شیمی) یکی از اساتید داستان کاشف رزونانس مغناطیسی هسته (NMR) دکتر (Isidor Isaac Rabi) را برایمان تعریف میکرد، این مرد معتقد بود که هسته اتمها در یک راستای مشخص در حال چرخش بدور خود است (چیزی مثل کره زمین خودمان که دارای دو قطب شمال و جنوب میباشد و بدور خود در حال گردش است) او همچنین معتقد بود که میتوان در طیف خاصی از نور که به این اتم تابیده میشود راستای این چرخش را تغییر داد (مثل اینکه قطبهای زمین جابجا شوند) و این تغییر را ثبت کرد. او آهنربایی قدرتمند ساخت و محلولی را در مرکز این آهنربای مدور قرار داد، کار او هر روز این بود که به زیرزمین برود و طیفهای نوری مختلف را بر روی این محلول آزمایش کند، کار او سالیان سال طول کشید طوری که بقیه به او لقب دکتر دیوانه را دادند، اما تلاشهای او جائی نتیجه داد که در محدوده امواج رادیویی (جائی که هرگز فکرش را هم نمیکرد) توانست تغییر مورد نظر را ثبت کند. شاید کاری که او اینهمه برایش وقت و زحمت گذاشت برای شما خنده دار باشد اما جالب است بدانید که این آزمایش او پایه ای شد برای ساخت دستگاه (NMR) که انقلابی در شیمی تجزیه و کل شیمی ایجاد کرد، با کمک این دستگاه که نوع بسیار پیشرفته تر دستگاه اوست میتوان با دقت زیاد ترکیبات شیمیایی را شناسائی کرد و حتی به فرمول دقیق ترکیبات پیچیده آلی دست یافت، دستگا پیشرفته (MRI) و یا (CT SCAN) با استفاده از همان اصول کار میکند و تا امروز جان هزاران هزار بیمار را نجات بخشیده است.

اگر آنروز آن دکتر فکر میکرد تمام روشهای آشکار سازی مواد کشف شده اند و دیگر چیزی برای کشف او وجود ندارد امروز علم شیمی در نیمه راه خود هم نبود، خیلی از داروها هرگز کشف نمیشدند و خبری هم از دستگاههای پیشرفته پزشکی که جایگزین اشعه ایکس شده اند نبود.

این یک مثال از نقطه نظر علمی، اما چرا اینقدر دور؟ Alex Tew دانشجوی انگلیسی شهر Wiltshire بود، او تصمیم داشت تا برای تحصیلاتش پولی دست و پا کند و حتی جلوتر، میلیونر شود! ایده او بسیار ساده بود، یک وبسایت با یک میلیون پیکسل که هر پیکسل به قیمت یک دلار به فروش میرفت (و حداقل ۱۰۰ پیکسل یک مربع ده در ده و به قیمت ۱۰۰ دلار باید خریداری میشد) و میشد از آین فضا برای تبلیغات استفاده کرد، او اسم سایت خود را www.milliondollarhomepage.com گذاشت، اولین مشتریان این سایت خانواده و دوستانش بودند که برای شروع پولی در اختیارش گذاشتند، بعد او شروع به بازار یابی برای سایتش کرد، از فروشگاههای محله شروع کرد، تلاش او برای این کار از دید روزنامه نگاران پنهان نماند و وبسایت او به زودی هزاران تماشاچی و به طبع آن مشتریان زیادی پیدا کرد، خیلی زود او به هدفش رسید و یک میلیون دلار از این بابت بدست آورد و حتی اقدام به تکرار این کار و ایجاد وبسایت دوم نمود!

سایت اجتماعی فیسبوک (facebook) از یک خوابگاه دانشجوئی آغاز شد، Yahoo در ابتدا یک شبکه میان چند دوست بود، بیل گیتز مایکروسافت را از توسعه DOS (که نویسنده کد اصلیش یک پاکستانی بود!) بنا کرد، گوگل (که امروز بزرگترین پایگاه داده بشری است) در ابتدا یک موتور جستجوی ساده بود، تویتر با این سوال مسخره که "چکار دارید انجام میدهید!" شروع کرد، ebay کار خود را با فروش عروسکهای کوچک یادگاری (از همینها که در تخم مرغهای شانسی و آدامسها برای فروش گذاشته میشوند) شروع کرد و هیچ کدام از اینها در ابتدا میلیارد دلاری نبودند بلکه از صفر شروع به کار کردند.

نه تنها برای شروع کار بلکه برای ادامه آن در دنیا پر از رقابت کنونی نیاز به نو آوری همیشه وجود دارد، گوگل زمانی سهم ناچیزی از اینترنت را داشت و هر چه بود Yahoo! بود! یاهو یی که آنروز ها یکه تاز اینترنت بود. یاهو برای اینکه سرعت سایت را بالاتر ببرد و آنرا برای کاربران آنلاین نگه دارد تصاویر و گرافیک را ازصفحه اول خود حذف کرده بود، اما با همه اینها کاربران در اینترنت کم سرعت آنروز در بالا و اطراف هر جستجو تصاویر سنگین تبلیغاتی را میدیدند که جستجو و گردش در اینترنت را محدود میکرد، گوگل با ایده تبلیغات متنی وارد شد، و درکنار دقت و سرعت در جستجو (که این را مرهون پایگاه داده ای بود که از صفحات وب بر روی سرور خود ساخته بود) از تبلیغات گرافیکی در اطراف جستجو هیچ خبری نبود و کاربران با سرعت بسیار آنچه را که میخواستند بدون مزاحمت پیدا میکردند، علاوه بر آن گوگل همچنان از تبلیغات متنی که میفروخت درآمد کسب میکرد، این ایده با adsence که به هر دارنده وبسایت امکان این را میداد که با قرار دادن تبلیغت گوگل بر روی سایت خود در آمد کسب کند به زودی قسمت اعظم تبلیغات در وب را به خود اختصاص داد و گوگل یکه تاز تبلیغات اینترنتی شد، اما همه اینها برای گوگل کافی نبود، خیلی از ما خدمات مختلف و برجسته گوگل که در اینترنت بی همتاست را میشناسیم، برنامه زمین (Google Earth) نقشه های گوگل (Google Maps) جی میل (بهترین نرم افزار اینترنتی دنیا)، اورکات، گوگل ویدئو، یو تیوب و …. همه این نو آوریها و درآمد ها نتوانست گوگل را متوقف کند تا جائی که گوگل مرورگر مخصوص خود گوگل کروم (Google Chrome) را معرفی کرد، برای گوشی ها موبایل سیستم عامل نوشت و امروز با معرفی سیستم عامل کروم (که بر پایه تکنولوژی ابر (Cloud) در اینترنت کار میکند) در پی گرفتن بازار سیستمهای عامل از دست مایکوسافت است. هر جا گوگل با نو آوری هایش پیش رفت رقبایش عقب نشستند.

این تکنولوژی وب ۲ نیست که امروزه وبسایتها را به درآمد های میلیاردی رسانده، بلکه این ذهن خلاق مدیران این وبسایتهاست که وب ۲ و همه این وبسایتها را طراحی نموده اند.

دنیای وب با گذشت ۲۰ سال از تولد هنوز آنقدر جوان هست که بتوان از آن به درآمدهای میلیاردی رسید، نباید ایستاد و منتظر بود تا کسی ایده ای نو به ما معرفی کند بلکه برای بدست آوردن شهرت و درآمد باید به دنبال ایده ها و طرحهای نو بود و مطمئن بود که با تلاش میتوان در هر کاری به نتیجه رسید. علاوه بر این در کشور ما اینترنت هنوز نوزادی بیش نیست و در دنیایی که کامپیوتر و اینترنت دنیای جوانان ما را پر کرده میتوان هنوز به فکر درآمدهای میلیونی و میلیاردی از این صنعت نوپا بود.

لمسه اید (نانسی عجرم)

In times of war, Nancy plays the role of a young lady who works as a coat check girl in a club called "LE TRIOMPHE".
Her country is being under foreign occupation, the club’s clients are mainly the occupation army soldiers.
Due to her work position that keeps her very close to the enemy, Nancy’s able to transmit secret information to her beloved one, who happens to be a resistance leader.
The video opens on New Year’s Eve, with Nancy sadly recalling her memories: she has been separated from her beloved one for years…

(Nancy speaks in arabic:)

Victory
a name, if only it’s controlling my country
as it’s controlling my life.
here, everyday, I take customs’ coats
then at last I get it back
and how difficult to serve the enemy
my love is an activist against the occupation
all his life stops to regain the liberty
and I tell him information from the club with a friend’s help, he gets it in packet of sulfur to my love.
Loving freedom put us on crossroads together then we broke up.
Tonight is Christmas night. Since years I haven’t seen him, or heard something about him or from him
(the celebrating of French begins)

image 

لمسه اید برضی اکید …. و بنسی ان کنت بعید
با لمس کردن دستت راضی میشوم …. و فراموش میکنم که دور از من بوده ای
Touch of your hand, I would agree, and I will forgot your away

کیف یتوب االهوی مکتوب …. یقسم قلبی ثلاث قلوب
چگونه از عشق توبه کنم که عشق نوشت …. و قلبم به سه قسمت تقسیم شد
How love is written, it divided my heart in 3 parts, a heart that loves you

قلب یحبک قلب یدوب …. و قلب یغار علیک
قلبی دوستت داشت، قلبی در عشقت ذوب شد …. و قلبی به تو حسادت میکرد
a heart that mealts for you, and a heart that is jealous!

خدنی بحضنک خاف علیی …. حسسنی بوجودک فیی
من رو در آغوش خود بگیر که میترسم …. میخواهم وجودت را در خود احساس کنم
Take me in your hands, take care of me, make me feel your presence

ما بعرف قیمه عینیی …. غیر لما یشوفوک
ارزش چشم هایم را نمیدانم …. غیر از اینکه تو را ببینم
I don’t know the value of my eyes, untill my eyes see you

وعدنی تبقی العمر بقربی …. وعدنی ماتفرقنا غربه
به من قول بده که یک عمر در کنارم بمانی …. به من قول بده که دوری بین ما فاصله نیاندازد
Promise that you will be by me, and promise me that you wont seperat

انا روحی و عینیی و قلبی …. خلقوا تا یحبوک
روح و چشم و قلب من …. برای دوست داشتن تو خلق شده اند
My soul, my eyes, my heart were made to love you!

اذا حدک ما بقیت …. وعلی کتفک ما غفیت
اگر در کنارت نمانم …. و سر بر روی شانه هایت نگذارم
If I don’t stay by you, and on your shoulder I didnt sleep…

یعنی انا ما عشت بعمری …. و عالدنیی ما جیت
به این معناست که در عمرم زندگی نکرده ام …. و به دنیا نیامده ام
It means that I havent lived my life, and I havent been born in this world

فراموشخانه

وطن،
قطعه خاکیست
خاک – چه بی ارزش است-
ولی هر آنچه تعلق می آورد دوست داشتنی است
دوستت دارم وطن من، چون از آن منی و من از آن تو
چه عشقی از این بالاتر؟ چه دوستی از این افسانه ای تر؟
”آه”،
چقدر این آوا آشناست!
روزها و سالهاست که به آن خو گرفته ام!
و چه غمناکست که همه این “آه” ها برای توست،
که تا چیزی را به غایت دوست نداشته باشی برایش آه نمیکشی.
این روزها،
هر چه از زمان می گذرد،
به خاطر آوردن دردناکتر و سخت تر میشود
کاش قفسی بود،
قفسی که صدا و خبر از کسی نمی رسید،
و کسی نبود که دروغها را با صدای بلند زمزمه کند
قفسی که پنجره ای به دنیای بی رحم و پر از نیرنگ ما نداشت
قفسی که می شد در آن همه چیز را فراموش کرد
و می شد خیال کرد که هر که بیرون این قفس است آزاد می زید!

مطالبی که من ننوشتم!

زمانی که بار اول حدود ۶ سال پیش وبلاگ آموزش تجارت الکترونیک را راه اندازی نمودم قصد داشتم تا تجربیاتی را که از شغلم بعنوان مسئول تجارت خارجی یک شرکت داشتم با دیگران در میان بگذارم، در آن موقع با حرارت و اشتیاق هر چه میدانستم و هر چه می آموختم بلافاصله بر روی وبلاگ قرار میدادم و مطالبی که مینوشتم آموزش تجارت به کمک اینترنت بود یا همان تجارت اینترنتی. در همان زمان و بعد ها که به خدمت سربازی رفتم و بعد از آن که شغل دیگری را اختیار کردم و از محیط تجارت عملا بدور افتادم تصمیم گرفتم تا موضوع این وبلاگ تغییر نکند لذا مقالانی را از اینترنت جمع آوری کردم و در کنار نوشته های خودم در وبلاگ منتشر کردم. در این میان ارزشمند ترین مقاله (تجارت الکترونیک (درس اول تا دوازدهم)) مربوط به مقاله ای از سایت persianlean  بود که آن روزها بعنوان یک سایت آموزشی فعالیت میکرد و نویسنده مقاله هم آقای سعید حاجبی بود. من دروس این سایت را همزمان با انتشار با درج لینک و لوگوی سایت به وبلاگ خود اضافه میکردم و این کار در عرف (اضافه کردن مطالب با ذکر منبع) کاری عادی و بدون مشکل بود.

بعدها که سایت پرشین لرن تعطیل شد لوگوئی که در زیر مطالب از آن سایت وجود داشت بطور خودکار حذف شد لذا اینطور القا گردید که مطلب منتشر شده نوشته شخص من هست، چیزی که من هیچوقت مدعی آن نبوده و نیستم و از اینکه مطلبی نوشته دیگری را به خودم نسبت دهم متنفرم. در همان روز ها سایتی با نام IrAsp.net شروع به فعالیت نمود و از من درخواست کرد تا مطالبی در باره تجارت الکترونیک بنویسم تا بصورت e-book منتشر کند، من مطالبی را آماده میکردم و شخصا بر روی سایت آپلود میکردم اما مسئول محترم سایت بدون مشورت با شخص من آن قسمت از نوشته های من در IrAsp.net را به همراه مقاله persianlearn در یک فایل pdf بعنوان e-book منتشر کرد و در بالای آن هم نوشت مدرس: سید حسام میرنظامی.

امروز که در اینترنت سرکشی میکردم متوجه شدم این فایل در تعداد زیادی از سایتها و حتی بر روی سی دی بطور گسترده منتشر شده و همه جا اسم من بعنوان نویسنده تمام مطلب ذکر گردیده! لذا تصمیم گرفتم این مطلب را بنویسم و رسما اعلام کنم نویسنده بخش اعظم این کتاب الکترونیکی من نیستم و آن مطلب همانطور که در پایان کتاب الکترونیکی هم ذکر شده از منبع پرشین لرن برداشته شده است که متاسفانه دیگر فعال نیست.

لذا یک بار دیگر اعلام میکنم مطالب درج شده در  وبلاگ آموزش تجارت الکترونیک بجز آنهائی که منبعی برای آنها ذکر شده از جمله تجارت الکترونیک (درس اول تا دوازدهم) همگی نوشته و یا ترجمه شخص خودم میباشد و مابقی آنها مربوط به نویسندگان دیگر است که از سایتهای دیگر استخراج و جمع آوری شده و برای علاقمندان در آن وبلاگ گردآوری شده است.