کپی برداری آتی نیوز از وبلاگ من! بدون ذکر منبع!

در دو پست پیش مطلبی در نقد فیلم آل نوشتم که سایت آتی نیوز با اندکی دستکاری آنرا منتشر کرده و سایتهای دیگر هم مطلب دوم را بدون کم و کاست انتشار داده اند!

خودتون مقایسه کنید:

لینک مطلب در وبلاگ من

لینک مطلب در آتی نیوز

بت عیار

می دونم که هیچ مناسبت خاصی نداره، خودم هم نمیدونم چطور شد که همچی شعری یه دفعه یادم اومد! توی وسایل پدر بزرگ خدا بیامرزم قطعه شعری تایپ شده بود، که من در دوران کودکی همه اون رو از بر کردم، و تا امروز فکر میکردم متن کاملش نوشته امام خمینی هست. امروز که اینترنت رو دنبال این شعر میگشتم متوجه شدم که هیچ جا این شعر وجود نداره، انگار یک شاعر، شعر معروف امام خمینی رو در قالب مسمط و به زیبائی تمام تضمین کرده، متن این شعر رو در اینجا میذارم، اگر کسی شاعرش رو میشناسه بگه تا اسم شاعر رو هم قرار بدم.

من اسیر نگهت ای بت عیار شدم

باده عشق زدم شیفته یار شدم

نفست گرم که به دست تو بیدار شدم

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمٰار تو را دیدم و بیمار شدم

سالها با سخن دوست دم از حق بزدم

چون شدم محو در او باده مطلق بزدم

آتش زهد بر این جامه ارزق بزدم

فارغ از خود شدم و کوسِ اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سَردار شُدم

بهر دیدار برفتم که بگیرم خبری

گفت دلدار، نگر نغمه مرغ سحری

غیر از او هر دو جهان را به پشیزی نخری

غم دلدار فکنده است بجانم شرری

که بجٰان آمدم و شُهرۀ بازار شُدم

دوش رفتم به در میکده از شدت سوز

دیدم از جوشش می میکده مست است هنوز

گفتم ای پیر بده باده آتش افروز

دَر میخانه گُشائید بِرویم شب و روز

که من از مَسجد و از مَدرسه بیزار شُدم

سوختم بس که بر این واقعه شیون کردم

دیده فانوس عزا بود که روشن کردم

تا که رو جانب محراب شکفتن کردم

جامۀ زُهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقۀ پیر خراباتی و هُشیار شُدم

آن که با پند خود آئینه اسرارم داد

آتشی زد به دل و وعده دیدارم داد

آتش باده او گرمی بازارم داد

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دَم رِند می‏آلوده مَددکار شُدم

باید از قائم نا آمده یادی بکنم

از الف قامت این ده صده یادی بکنم

آن که بر سینه ام اتش زده یادی بکنم

بگذارید که از بُتکده یادی بکُنم

من که با دَست بُت میکده بیدار شدم

(شاعر نامعلوم)